۞ یاران مهدی ۞
ای پادشه خوبان , داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی ...

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث



جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

كد نوحه

كد مداحی

نام : م . ح . م د .

پدر : امام حسن عسكری (ع)          

مادر : نرجس خاتون (س)

القاب : حجت ، خاتم ، صاحب الزمان ، قائم ، منتظر  و از همه مشهورتر مهدی

شكل : چون ستاره درخشان ، نورانی و دارای خالی سیاه بر گونه راست

زادروز : شب نیمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر

زادگاه : شهر سامراء

غیبت صغری : از پنج سالگی به مدت 69 سال

نمایندگان : چهار نفر از شخصیت های شیعه به نامهای :

  • 1- ابو عمرو ، عثمان بن سعید بن عمرو عمری اسدی ، وكیل و نماینده پیشین امام هادی و امام عسكری علیهما السلام
  • 2- فرزند او ، ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید ، در گذشته به سال 304 هجری قمری
  • 3- ابوالقاسم ، حسین بن روح بن ابی بحر نوبختی ، در گذشته به سال 326 هجری قمری
  • 4- ابوالحسن علی بن محمد سمری ، در گذشته به سال 329 هجری قمری

محل اقامت نامبردگان بغداد و كلیه امور شیعیان و خواسته ها و نامه های آنان به وسیله این چهار نفر انجام و رد و بدل می شد و آرامگاه آنان نیز در بغداد مشهور است .

 غیبت كبری : با درگذشت چهارمین نماینده و سفیر آن حضرت ، از سال 329 هجری قمری آغاز گردید و تا به هنگام فرمان الهی مبنی بر اجازه ظهور و قیام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت . كسی كه فقیه خویشتن دار ، مخالف هوای نفس و فرمانبر  امر خداوند باشد ، او نماینده امام زمان (عج) است و بر دیگران لازم است از او پیروی كنند ؛ زیرا اینگونه افراد از طرف امام بر مردم حجت اند و امام از طرف خداوند بر آنان حجت می باشد .

هنگام ظهور : آنگاه كه منادی حق از جانب آسمان ندا دهد : « حقّ با آل محمد است » نام مهدی بر سر زبانها افتد ، مردم دلباخته او شوند و از كسی جز او سخن نگویند .

محل ظهور : مكّة معظّمه .

محل بیعت: (تعهد مردم در پیروی از امام)  مسجد الحرام ، میان ركن و مقام .

نشانی : فرشته ای از بالای سر او فریاد می زند : این مهدی است ، او را پیروی كنید .

یادگار انبیاء : انگشتر سلیمان در انگشت او ، عصای موسی در دستش و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد .

یاران : سیصد و سیزده نفر (به عدد اصحاب بدر) افرادی باشند كه هسته مركزی زمامداری او را تشكیل دهند و در حقیقت كارگردانان اصلی قیام مهدی (عج) و كارگزاران درجه اول انقلاب جهانی اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آیند .

روش حكومتی : بر اساس قرآن و سیره پیامبر (ص) و حضرت امیرالمؤمنین (ع) .

شعاع و دامنه حكومت : سراسر جهان را فراگیرد و زمین را از عدل و داد پر كند درحالی كه از جور و ستم پر شده باشد .

مركز حكومت : مسجد كوفه ، مركز خلافت و حكومت جد بزرگوارش علی (ع) .

چگونگی پیروزی بر دشمنان : همانند پیروزی جد عالی مقامش پیامبر اكرم (ص) بر كافران و مشركان ، خداوند او را با گروههای منظم هزار نفری از فرشتگان یا سه هزار نفری كه از آسمان فرود آمدند یا پنج هزار نفری كه دارای نشان مخصوص بودند ، مدد داد و نیز در جبهه های جنگ یاریش كند ، آنچنان كه مؤمنان را در حال شكست در بدر و دیگر جبهه های فراوان و روز تاریخی حنین یاری و پیروز فرمود و در جنگ احزاب ، رعب و وحشت در دل كفار و مشركان فرو ریخت .

مدت زمامداری : روایات كه - اكثراً مربوط به اهل تسنن است - در این باره به اختلاف سخن گفته ، اما به عقیده شیعه خدا آگاه است .

وزیر و معاون : عیسی (ع) از آسمان فرود آید و بعنوان وزیر با حضرتش همكاری نماید .

بركات حكومت و رهبری او : درهای خیر و بركت از آسمان به روی مردم گشوده شود ؛ عمرها به درازا كشد ؛ مردم همه در رفاه و بی نیازی بسر برند ؛ شهرها همه بر اثر آبادانی و سرسبزی به هم پیوسته گردند ، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نیازی نخواهد بود  و اگر زنی یا زنانی تنها از مشرق به مغرب روند كسی را با آنها كاری نباشد .

« برای سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام زمان (عج) صلوات »



نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین 1391 توسط فائزه ۞
 شکلکهای جالب آروین

 حضرت علی (ع) می فرمایند:

مواظب  افکارت باش که گفتارت می شود

مواظب گفتارت باش  که رفتارت می شود

مواظب رفتارت باش که عادتت می شود

مواظب عادتت باش که شخصیتت می شود

مواظب شخصیتت باش که سر نوشتت می شود .

این حدیث مراحل  تغییر سر نوشت را بدست خودت بیان نموده

پس:

                 یادم باشد : رفتار من برخورد دیگران را مشخص می کند؛

                       یادم باشد : حرمت من در رفتار و گفتارم است؛

                            یادم باشد : شوخی ها مقدمه گناه اند؛

                یادم باشد : اگر حریم ها بشکنند شیطان لبخند خواهد زد ...

گاهی با یک قطره، لیوانی لبریز می شود؛

گاهی با یک کلام، قلبی آسوده و آرام می گردد؛

گاهی با یک کلمه، یک انسان نابود می شود؛

گاهی با یک بی مهری، دلی می شکند؛

مراقب بعضی یک ها باشیم ...

در حالی که ناچیزند، همه چیزند ...!



نوشته شده در شنبه 19 فروردین 1391 توسط فائزه ۞
 

یک شبی مجنون نمازش را شکست

                بی وضو در كوچه ی لیلا نشست
 

 سجده ای زد بر لب درگاه او

                 پر ز لیلا شد دل پر آه او


گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

                بر صلیب عشق دارم کرده ای


جام لیلا را به دستم داده ای

              واندر این بازی شکستم داده ای


نشتر عشقش به جانم می زنی

               دردم از لیلاست آنم می زنی


خسته ام زین عشق ، دل خونم مکن

               من که مجنونم تو مجنونم مکن


مرد این بازیچه دیگر نیستم
 
                این تو و لیلای تو . . . من نیستم


گفت: ای دیوانه لیلایت منم

                در رگ پیدا و پنهانت منم


سال ها با جور لیلا ساختی

                من کنارت بودم و نشناختی


 عشق لیلا در دلت انداختم

                صد قمار عشق یک جا باختم


کردمت آواره ی صحرا ، نشد

               گفتم عاقل می شوی ، اما نشد


سوختم در حسرت یک یا رب ات

                غیر لیلا بر نیامد از لبت


روز و شب او را صدا کردی ولی

                 دیدم امشب با منی ،گفتم: بلی


مطمئن بودم به من سر میزنی

                  برحریم خانه ام در میزنی


حال، این لیلا که خوارت کرده بود

                  درس عشقش بی قرارت کرده بود


مرد راهش باش تا شاهت کنم

                 صد چو لیلا کشته در راهت کنم


نوشته شده در جمعه 18 فروردین 1391 توسط فائزه ۞
 
حضرت علی (ع ) :

حکمت وزیدن بادها ...
رقصاندن شاخه ها نیست ...

 امتحان ریشه هاست!





نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین 1391 توسط فائزه ۞
رُوِیَ عَن الحَسنَ بن عَلِیٍّ العَسکَری (صَلَواتُ اللهُ عَلَیهما) قالَ:
« أَكْثِرُوا ذِكْرَ اللَّهِ وَ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله وسلم)فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات‏»
بحارالأنوار ج 75، ص 37

صلوات هم نقش اثباتی دارد وهم نقش محوی.  اینکه حضرت می‌فرمایند: هر یک صلوات وقتی در نامه عمل ثبت و ضبط می‌شود، ده حسنه نوشته می‌شود، نقش اثباتی است. از طرف دیگر حضرت در روایت دیگری می‌فرمایند، نقش محوی نیز دارد، یعنی نقش استغفار هم دارد.
در روایت متعدّد داریم که صلوات نقش نفیی هم دارد، یعنی از یک طرف حسنه نوشته می‌شود از طرف دیگر، سیّئه‌ای هم پاک می‌شود، به تعبیر دیگر صلوات، دو چهره‌ای است؛ این که می گویند: بهترین ذکر صلوات است، به علّت دو چهره‏ای بودن او است. صلوات هم مداد است، هم مداد پاک کن. لذا بسیار به صلوات سفارش شده است.
جنبه اثباتی صلوات نیز بحث مفصلی است، حتّی در یک روایت داریم وقتی کسی صلوات بفرستد، برایش ده حسنه می‌نویسند، از آن طرف ملائکه هفتاد صلوات برای او می‌فرستند، از طرف دیگر هم خدا هفتصد درود بر او می‌فرستد. جنبه ضریب صلوات بسیار بالا است و ما نمی‌دانیم که در فرستادن یک صلوات چه خبرها است. لذا امام عسکری (علیه السلام) سفارش  به صلوات فرمودند.

سخنران و مفسر: آیت الله مجتبی تهرانی


نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین 1391 توسط فائزه ۞
 

ای سبز پوش كعبة دل‌ها ظهور كن

از شیب تند قلة غیبت عبور كن

درد فراق روی تو ما را ز غصه كُشت

چشم انتظار عاشق خود را صبور كن

شاید گناه خوب ندیدن از آن ماست

فكری برای روشنی چشم كور كن

یك شب بیا برای رضای خدا خودت

غم نامه‌های سینة ما را مرور كن

یك شب بیا به خلوت دل‌های بی‌قرار

جان را ز شوق آمدنت پر سرور كن

ای گل ز یمن مقدم خود باغ سینه را

لبریز از طراوت و عطر حضور كن

آقا! به جان مادر پهلو شكسته‌ات

دل را ز تنگنای غم و غصه دور كن

ای آفتاب مشرقی‌ام، شام واپسین

تاریكی وجود مرا غرق نور كن

خلوت‌نشین باور تنهایی‌ام تویی

ای سبزپوش كعبة دل‌ها ظهور كن…





نوشته شده در چهارشنبه 16 فروردین 1391 توسط فائزه ۞
 

كوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد.

 

رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.

 

نهالی‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ایستاده‌ بود، مسافر با خنده‌ای‌ رو به‌ درخت‌ گفت:

 

چه تلخ است کنار جاده‌بودن‌ و نرفتن؛

 

 درخت‌ زیرلب‌ گفت: ولی‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروی‌ و بی‌رهاورد برگردی. كاش‌ می‌دانستی‌

 

آنچه درجست‌وجوی‌ آنی، همین‌جاست...

  

مسافر رفت‌ و گفت: یك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ می‌داند، پاهایش‌ در گِل‌ است، او هیچ‌گاه‌

 

لذت جست و جو رانخواهد یافت.

 

و نشنید كه‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را

 

کسی نخواهد دید، آن جز كه‌ باید.

 

مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگین‌ بود. هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پیچ، هزار سالِ‌ پست.

 

مسافر بازگشت رنجور و ناامید. خدا را نیافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود...

 

به‌ ابتدای‌ جاده‌ رسید. جاده‌ای‌ كه‌ روزی‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود. درختی‌ هزار ساله، بالا.

 

بلند و سبز کنار جاده بود. زیر سایه‌اش‌ نشست‌ .

مسافر درخت‌ را به‌ یاد نیاورد. اما درخت‌ او را می‌شناخت.

 

درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در كوله‌ات‌ چه‌ داری، مرا هم‌ میهمان‌ كن.

 

مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام‌ خالی‌ است‌ و هیچ‌ چیز ندارم.

 

درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتی‌ هیچ‌ چیز نداری، همه‌ چیز داری.اما آن‌ روز كه‌ می‌رفتی،

 

در کوله ات همه چیز داشتی، غرور كمترینش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت.

 

حالا در كوله‌ات‌ جا برای‌ خدا هست و قدری‌ از حقیقت‌ را در كوله‌ مسافر ریخت

 

دست‌های‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هایش‌ از حیرت‌ درخشید و گفت: هزار سال‌

 

رفتم و پیدا نكردم‌ و تو نرفته‌ای، این‌ همه‌ یافتی!  

 

درخت‌ گفت: زیرا تو در جاده‌ رفتی‌ و من‌ در خودم ، و پیمودن‌ خود، دشوارتر از پیمودن‌ جاده‌هاست ...



نوشته شده در سه شنبه 15 فروردین 1391 توسط فائزه ۞


بگو

  حافظ دل خسته ز شیراز بیاید بنویسد

       که هنوزم که هنوز است

چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است؟

چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است؟

 

 

حضرت صاحب (عج):

ای گروه مردم شما را چه شده که در شک و تردید به سر می برید و در حیرت سرگردانید؟

آیا سخن خدا را نشنیده اید که می فرماید: ای کسانی که ایمان آوردید از خدا و رسولش و نیز از اولی الامر خود اطاعت کنید.

 

بحار الانوار-ج ۵۳ص ۱۷۸

 



نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین 1391 توسط فائزه ۞

قلب ها از ایمان و نور معرفت خشکیده است.

قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آنجاست.

 

راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)

 نه دعای همیشگی و لقلقه ی زبان

بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه. 

 آیت الله بهجت



نوشته شده در یکشنبه 13 فروردین 1391 توسط فائزه ۞
 
روزی مرد جوانی نزد شری راما کریشنا رفت و گفت: میخواهم خدا را همین الآن ببینم!!! کریشنا گفت : قبل از آنکه خدا را ببینی باید به رودخانه گنگ بروی و خود را شستشو بدهی.  

او آن مرد را به کنار رودخانه گنگ برد و گفت: بسیار خوب حالا برو توی آب.

هنگامی که جوان در آب فرو رفت، کریشنا او را به زیر آب نگه داشت.

عکسالعمل فوری مرد این بود که برای بدست آوردن هوا مبارزه کند.


وقتی کریشنا متوجه شد که آن شخص دیگر بیشتر از این نمیتواند در زیر آب بماند به او اجازه داد از آب خارج شود.


در حالی که آن مرد جوان در کنار رودخانه بریده بریده نفس میکشید، کریشنا از او پرسید: وقتی در زیر آب بودی به چه فکر میکردی؟ آیا به پول، زن، بچه یا اسم و مقام و حرفه؟!!

مرد پاسخ داد: نه به تنها چیزی که فکر میکردم هوا بود.

کریشنا گفت: درست است.
حالا هر وقت قادر بودی به خدا هم به همان طریق فکر کنی فوری او را خواهی دید



نوشته شده در شنبه 12 فروردین 1391 توسط فائزه ۞
 
آهنگری پس از گذراندن جوانی پرشر و شور، تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سال‌ها با علاقه کار کرد، به دیگران نیکی کرد، اما با تمام پرهیزگاری، در زندگی‌اش اوضاع درست به نظر نمی‌آمد. حتی مشکلاتش مدام بیش‌تر می‌شد

یک روز عصر، دوستی که به دیدنش آمده بود و از وضعیت دشوارش مطلع شد، گفت: «واقعا که عجبا. درست بعد از این که تصمیم گرفته‌ای مرد خداترسی بشوی، زندگی‌ات بدتر شده، نمی‌خواهم ایمانت را ضعیف کنم اما با وجود تمام رنجهایی که در مسیر معنویت به خود داده‌ای، زندگیی‌ات بهتر نشده.

آهنگر مکث کرد و بلافاصله پاسخ نداد.

سرانجام در سکوت، پاسخی را که می‌خواست یافت.

این پاسخ آهنگر بود:

در این کارگاه، فولاد خام برایم می‌آورند و باید از آن شمشیر بسازم. می‌دانی چه طور این کار را می‌کنم؟ اول تکه‌ی فولاد را به اندازه‌ی جهنم حرارت می‌دهم تا سرخ شود. بعد با بی‌رحمی، سنگین‌ترین پتک را بر می‌دارم و پشت سر هم به آن ضربه می‌زنم، تا این که فولاد، شکلی را بگیرد که می‌خواهم. بعد آن را در تشت آب سرد فرو می‌کنم، و تمام این کارگاه را بخار آب می‌گیرد، فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما، ناله می‌کند و رنج می‌برد. باید این کار را آن قدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست بیابم. یک بار کافی نیست

آهنگر مدتی سکوت کرد و سپس ادامه داد:

گاهی فولادی که به دستم می‌رسد، نمی‌تواند تاب این عملیات را بیاورد. حرارت، ضربات پتک و آب سر، تمامش را ترک می‌اندازد. می‌دانم که این فولاد، هرگز تیغه‌ی شمشیر مناسبی در نخواهد آمد. آنوقت است که آنرا به میان انبوه زباله‌های کارگاه میاندازم.

باز مکث کرد و بعد ادامه داد:

می‌دانم که در آتش رنج فرو می‌روم. ضربات پتکی را که زندگی بر من وارد کرده، پذیرفته‌ام، و گاهی به شدت احساس سرما می‌کنم. انگار فولادی باشم که از آبدیده شدن رنج می‌برد. اما تنها دعایی که به درگاه خداوند دارم این است :
خدای من، از آنچه برای من خواسته‌ ای صرفنظر نکن تا شکلی را که  می‌خواهی ، به خود بگیرم. به هر روشی که می‌پسندی  ادامه بده ؛ هر مدت که لازم است، ادامه بده، اما هرگز، هرگز مرا به کوه زباله‌های فولادهای بی فایده پرتاب نکن



نوشته شده در جمعه 11 فروردین 1391 توسط فائزه ۞
 1- فاطمه(ع) از نگاه امام امیرالمؤمنین(ع):

 در آخرین لحظات عمر مبارك حضرت فاطمه(س) وصایای خویش را به همسرشان می‏نمودند كه: «ای پسرعمو! تو هرگز مرا در دوران زندگی دروغگو و خائن نیافتی و هرگز با فرمانت مخالفت نكردم.» علی(ع) كه شاهد درگذشت تنها یاور و تسلی بخش خود است، می‏فرماید: «پناه به خدا! تو داناتر و پرهیزگارتر و گرامی‏تر و نیكوتر از آنی كه من به جهت مخالفت كردنت‏ با خود، تو را نكوهش كنم. دوری از تو و احساس فراقت ‏بر من گران خواهد بود ولی گریزی از آن نیست. به خدا سوگند! با رفتنت مصیبت رسول خدا(ص) را بر من تازه كردی. انالله و اناالیه راجعون از این مصیبت‏ بزرگ و دردناك و تأثرآور و حزن‏انگیز!»

دقت دركلام علی(ع) در این لحظات شدت علاقه و احترامش را به فاطمه(س) می‏رساند. در نگاه امام علی(ع) فاطمه در چنان مرتبه والایی از زهد و خداترسی و عمل به احكام الهی قرار دارد كه تصور مخالفت او با همسرش ممكن نیست. حضرت علی(ع) در پاسخ به ادعاهای بی ‏اساس معاویه مبنی بر فضایل امویان در نامه‏ای می‏نویسد: «... دو سید جوانان اهل بهشت از ماست و«صبیة النار» از شماست، كودكانی كه نصیب آنان آتش گردید. بهترین زنان جهان از ماست. و «حمالة‏الحطب‏» آن كه هیزم كشد برای دوزخیان از شماست. این فضلیت‏ ها از ماست و آن فضیلت ‏ها از شماست...» در شعری كه به ایشان منسوب است، می‏فرماید: «من به فاطمه و فرزندانش مباهات می‏كنم! آن گاه به رسول خدا(ص) افتخار می‏كنم در آن هنگام كه فاطمه را به همسری من درآورد.»  شخصیت والایی چون حضرت علی(ع) به همسری بانوی جهان افتخار می‏كند و همسری با او را ملاك برتری خود و شایستگی‏اش بر رهبری اسلام می‏ داند.



نوشته شده در پنجشنبه 10 فروردین 1391 توسط فائزه ۞

لحظه های تنهایی سخت و سنگین می گذرد اما گذشت آن به امید رسیدن به یار
است و اگر این امید را در دل نداشته باشیم ادامه زندگی ما معنایی ندارد.

منتظران واقعی در دلهای خویش را نزد پروردگار خو عرضه می دارند و در راس امور خویش همیشه تعجیل در فرج را درخواست می کنند.

ما چطور...................؟


وبلاگ منتظران مهدی

در
این زمان که ظلم و فساد زیاد گشته می بایست عدل و اصلاح را به ارمغان
بیاوریم نه آنکه بی تفاوت بگوییم: زمین باید از ظلم و فساد پر شود تا منجی
بیاید.این عقیده ای بس پوچ و نامنطقی است.

منتظر واقعی تلاش می کند تا زمینه ی ظهور را با اصلاح خویش(در ابتدا) و اصلاح جامعه (در نهایت) انجام دهد.

پس در ابتدا بیاییم از درون خویش شروع کنیم. خویش را اصلاح کنیم. و اگر هر کس خود را اصلاح کند آنگاه جامعه اصلاح می شود.

به امید روزی که عطر یاس به مشاممان سرمستی دهد.



وبلاگ منتظران مهدی


نوشته شده در چهارشنبه 9 فروردین 1391 توسط فائزه ۞

یه پسر انگلیسی به پسر ایرانی میگه:چرا خانوماتون با مردا دست نمیدن؟


یعنی انقدر مرداتون شهوت پرستن؟

پسرایرانیه میگه:چرا هر مردی نمیتونه دست ملکه شمارو لمس کنه؟

پسر انگلیسی عصبانی میشه و میگه:ملکه فرد عادی نیست فقط با افراد خاص دست میده.

پسر ایرانی میگه:خانوم های ما همه ملکه اند
.


نوشته شده در سه شنبه 8 فروردین 1391 توسط فائزه ۞
 
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت : ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد:

مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری گ... می خوری تو و هفت جد آبادت … خجالت نمی کشی؟ …

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد

خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم … حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم

مرد خشکش زد … همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد …



نوشته شده در دوشنبه 7 فروردین 1391 توسط فائزه ۞
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  

مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
نظر سنجی
آمار سایت
Blog Skin

کد موس مهدی (ع)-امام زمان:تک کد